در ایران بر خلاف کشورهای سوسیالیستی مالکیت وجود دارد . اسباب مالکیت در ایران در ماده 140 قانون مدنی آمده است . یکی از این اسباب ( اخذ به شفعه ) می باشد و چون جز عقود نمی باشد در بحث جدایی در قانون مدنی به آن اشاره شده است .
کلمه شفعه از شفع به معنای جفت آمده است و در مقابل فرد قرار دارد . از آنجایی که بین 2 نفر برقرار می شود به آن شفعه گوییند . شفیع نیز کسی است که دارای حق شفعه است. ماده 808 قانون مدنی : هرگاه مال غیر منقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از 2 شریک حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده است به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند . این حق را حق شفعه و صاحب آنرا شفیع نامند.
شرایط: مال یابد غیر منقول باشد که این کلمه در ماده 808 دارای مفهوم مطلق می باشد . ( در علم اصول اگر کلمه با ادات جمع مانندهر همه ... بیاید عام است اما اگر بدون اینها بیاید مطلق است . اگر دارای قیدی نیز بود مقید می باشد . عام در برابر خاص و مطلق در برابر معلق است ) بس در ماده 808 کلمه غیر منقول مطلق است و تمام شمول آنرا در بر می گیرد . ( غیر منقول ذاتی - غیر منقول تبعی ) اما در شامل اموال در حکم غیر منقول نمی شود . مثلا در گندم هایی که هنوز درو نشده و در حکم غیر منقول هستند حق شفعه نداریم . حق به شفعه خلاف قاعده است زیرا اصل بر این است معامله ای که انجام شد صحیح است . در چنین مواردی که حکمی خلاف قاعده داریم باید به قدر متیقن عمل کرد و به نص صریح قانون مراجعه کرد . ماده 809 قانون مدنی : اگر بنا و درخت بدون زمین فروخته شود حق شفعه نحواهد بود .
مال باید قابل تقسیم باشد . و بین دو نفر مشترک باشد . اگر مالی بین 3 نفر مشترک باشد حق شفعه وجود ندارد . معامله باید بیع باشد . مثلا در صلح یا هبه و معاوضه حق شفعه نداریم. در آحرتوجه نمایید که حق شفعه از حقوق مالی می باشد .
نظرات (1)
link http://lawblog.ir/archives/1385/07/post_42/
ارسال شده در October 9, 2006 23:34